تبليغاتX
عشقولانه


عشقولانه





درد و دل


آثار بجا يك عاشق


نويسنده


دوستان


دوستان عاشق


موضوعات :


RSS


آمار وبلاگ :

طراح قالب:


لوگوي دوستان


كد جاوا :

عاشقم عاشق ستاره صبح

عاشق ابرهاي سرگردان

عاشق روزهاي باراني

عاشق هرچه نام توست برآن


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385 در ساعت: 23:29
|+|

اگر كليد قلبي را نداري قفلش نكن

اگر خداحافظي در راه است سلام نكن

اگر دستي را گرفتي رهايش نكن

دفتري كه بسته شد ديگر بازش نكن

قلبي كه شكسته شد ديگر نازش نكن


نويسنده: mohammad مورخ: یکشنبه بیست و ششم شهریور 1385 در ساعت: 12:22
|+|

كي بود كه با اشكاي تو يه آسمون ستاره ساخت

كي بود كه با نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت

كي بود كه با نگاه تو خواب و خيال عشق وديد

كي بود كه تنها واسه تو ازهمه دنيا دل بريد

نگو كي بود كجايي بود اونكه برات ديوونه شد

رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود

من بودم اونكه دلشو ساده به پاي تو گذاشت

اونكه واسش بودن تو به غيرغم چيزي نداشت

من بودم اونكه دل آخر عشق تو رو خوند

اونكه بجاي عاشقي حسرتشو به دل نشود

حسرت دوست داشتن تو هميشگي بوده وهست

كاش ميرسيد به گوش تو صداي قلبي كه شكست


نويسنده: mohammad مورخ: سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385 در ساعت: 10:4
|+|

كي بود كه با اشكاي تو يه آسمون ستاره ساخت

كي بود كه با نگاه تو دلش رو عاشقونه باخت

كي بود كه با نگاه تو خواب و خيال عشق وديد

كي بود كه تنها واسه تو ازهمه دنيا دل بريد

نگو كي بود كجايي بود اونكه برات ديوونه شد

رو خط به خط زندگيش از عشق تو نشونه بود

من بودم اونكه دلشو ساده به پاي تو گذاشت

اونكه واسش بودن تو به غيرغم چيزي نداشت

من بودم اونكه دل آخر عشق تو رو خوند

اونكه بجاي عاشقي حسرتشو به دل نشود

حسرت دوست داشتن تو هميشگي بوده وهست

كاش ميرسيد به گوش تو صداي قلبي كه شكست


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه بیستم شهریور 1385 در ساعت: 0:13
|+|


نويسنده: mohammad مورخ: یکشنبه نوزدهم شهریور 1385 در ساعت: 17:19
|+|

دوست دارم

اگر باران بودم ،آنقدر مي باريدم تا غبار غم از دلت بردارم اگر اشك بودم

، مثل باران بهاري به پايت مي گريستم اگر گل بودم شاخه ايي از ,

وجودم را تقديم وجود عزيزت ميكردم اگر عشق بودم ،‌آهنگ

دوست داشتن را برايت مي نواختم ولي افسوس كه نه بارانم ،

‌نه اشك ،‌نه گل و نه عشق اما هر چه هستم دوستت دارم

 

 

 


نويسنده: mohammad مورخ: شنبه هجدهم شهریور 1385 در ساعت: 9:14
|+|

هست آن نيست كه هر لحظه كنارت باشد...................هست آن است كه هر لحظه به يادت باشد.


نويسنده: mohammad مورخ: جمعه هفدهم شهریور 1385 در ساعت: 22:49
|+|

تقدیم به تمام عاشق های دنیا


نويسنده: mohammad مورخ: پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 در ساعت: 9:9
|+|

وقتی گریه می کنم تو را در میان اشکهایم می بینم

 اشکهایم را پاک می کنم تا کسی تو را نبیند


نويسنده: mohammad مورخ: پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385 در ساعت: 0:20
|+|

سایبان عشق

عشقرا تن پوش جانم ميكني

چتري از گل سايبانم ميكني

اي صداي عشق در جان و تنم

آن سكوت ساكت و تنها منم

من پر از اندوه چشمان توام

آشناي دل پريشان توام

آتش عشق تودرجان من است

عاشقي معناي ايمان من است

اي كه در عشق و صداقت نوبري

كي مرا با خود از اينجا ميبري؟


نويسنده: mohammad مورخ: چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 در ساعت: 14:29
|+|

عشق

نويسنده: mohammad مورخ: چهارشنبه پانزدهم شهریور 1385 در ساعت: 14:7
|+|

اشک

 

گريه كردن تا سحر كار من است

 شاهد من چشم بيمار من است

 فكر مي كردم كه او يار من است

 نه فقط در فكر آزار من است


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 در ساعت: 14:12
|+|


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 در ساعت: 9:2
|+|

وقتي آموزگار گفت: عشق چند بخشه؟؟

 دستتم را بالا بردم و با خوشحالي داد زدم:

 يک بخش فقط يک بخش .......

 ولي وقتي تو را شناختم فهميدم که عشق سه بخشه!!

 عطش ديدن تو/ شوق با تو بودن/ اندوه بي تو بودن


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 در ساعت: 8:43
|+|

                                                      

من نديده عاشق رويت شدم

 بي پرم پروانه ي كويت شدم

 كيستي اي آنكه معشوق مني

 مست و مدهوش از مي جويت شدم

 ميكده خالي ز ساقي هست ليك ...

 بيخود از خود گشتم و سويت شدم

 خوب ميدانم كه رخ پنهان كني

 من اسير و صيد ابرويت شدم

 كعبه را بي تو نخواهم هيچگاه مرده بودم

 زنده از رويت شدم گرچه باتو

 لحظه اي ننشسته ام شيفته از خلق

 و از خويت شدم هر گلي بوييده ام

 مستم نكرد ياس خوشبو مست از بويت شدم


نويسنده: mohammad مورخ: دوشنبه سیزدهم شهریور 1385 در ساعت: 8:39
|+|

يه شب خواب, چشمامو بي خبر برد به دنيايي از اينجا ساده تر برد به دنياي گل و باغ و ترانه, ميون لحظه هاي عاشقانه تو تنها دلخوشي, تنها اميدي توحرفي كه نمي گفتم شنيدي تو رقص ماه و خورشيد و ستاره خودم رو با تو مي ديدم دوباره ميون خواب و بيداري نشستم, هنوزام پيش چشماي تو هستم
نويسنده: mohammad مورخ: شنبه یازدهم شهریور 1385 در ساعت: 21:44
|+|

کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.k2sms.sub.ir & www.b-a-h-a-r-2-0.sub.ir & +SMSFARSI+